loading...

شركت بازاريابي شبكه اي عطاكو

اين سبك دعوت، هم براي دعوت به كار فروش و هم براي دعوت به كار بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) كاربرد دارد. اين روش را با يك مثال برايتان توضيح مي دهيم :

بازدید : 245
11 زمان : 1399:2

  1. دعوت به صورت غير مستقيم :
  2. اين سبك دعوت، هم براي دعوت به كار فروش و هم براي دعوت به كار بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) كاربرد دارد. اين روش را با يك مثال برايتان توضيح مي دهيم :

    فرضاً بعد از چند ماه يكي از دوستان خود را در يك برنامه كوه پيمايي مي بينيد، شما مي دانيد كه ايشان پتانسيل و انگيزه كاري بالايي دارد، ولي به دليل نداشتنسرمايه و نيز دانشجو بودن فعلاً شاغل نيست و از طرفي كمي مشكلات مالي هم در زندگي دارد (مثلاً براي تامين پول دانشگاه) در اينجا و بعد از مدتي احتمالاً بين شما اين مبحث كه:

    ” چه خبر به چه كارهايي مشغول هستي ” مطرح مي شود، در ايجا مثلاً شما مي گوييد: “خدا رو شكر، توي يك شركت خيلي بزرگ مشغول به كار شدم، كه به جاي اينكه محصولاتش رو به مغازه ها بده براي فروش، تيم بازاريابيش كه من هم يكي از مديرفروش هاشون باشم محصولاتش رو مي فروشه واسه همين درصد پورسانتي كه ميده اندازه سودي هست كه يك مغازه دار رو فروش همين محصولات گيرشمياد بلكه هم كمتر از اين گيرش مياد، علاوه بر پورسانت زيادش، زمان كاريم هم دست خودم هست، يعني بعضي روزها صبح، بعضيروزها ظهر و بعضي روزها هم عصرها ميرم سر كار اينجوري هم به درسام مي رسم، هم بعد درس كار مي كنم و مي تونم خرج تحصيلم رودر بيارم، همين ديگه شكر، تو چه خبر چي كارا مي كني؟”

    مثالي ديگر: بعد از اينكه بحث پيش آمد: با چند تا از دوستام يك كاري رو با يك شركت پخش بزرگ شروع كرديم، كه ازشون به ميزان و مبلغ محدود جنس ميگيريم ولي با درصد نسبتاً بالا مي فروشيم عملاً هم درآمد خوبي داره و هم چون براي خودمون كار مي كنيم تايم كاريمون دست خودمونه … تو چه خبر چيكارا مي كني؟

    در هر دو مثال مطرح شده، شما فرد يا افراد مقابل را دعوت نكرده ايد، صرفاً موضوعي را بيان نموده ايد كه احتمالاً كنجكاوي و سوالاتي را از سوي ايشان در پي خواهد داشت، كه از آنجا به بعد اين شما هستيد كه مي توانيد حتي با دست پس زده و با پا ايشان را پيش بكشيد.

    نكته : در اين حالت شما بايد سعي كنيد در صحبت هاي خود به مواردي اشاره نماييد كه مي دانيد براي فرد مقابلتان اهميت و جذابيت دارد تا بتوانيد كنجكاوي ايشان را برانگيزيد.

    چند نكته ي كلي در رابطه با دعوت افراد ليست شما :

    نكته اول: نحوه ي فيكس كردن يك جلسه به اين ترتيب مي باشد كه : ابتدا با حامي خود تماس مي گيريد و از ايشان زمان هايي كه مي توانيد جلسه معارفه برگزار كنيد را مي پرسيد، پس از دريافت چند بازه ي زماني، با افراد ليست خود تماس مي گيريد، به نفر اول چند بازه، از بازه هاي خالي پرزنتورتان را پيشنهاد مي دهيد، وقتي زماني را از اين فرد دريافت كرديد، بلافاصله با حامي خود مجدداً تماس مي گيريد و زمان فيكس شده را به ايشان اطلاع مي دهيد، تا ايشان هماهنگي هاي لازم را انجام دهند، سپس با نفر دوم خود تماس مي گيريد و مجدداً همين روال را طي مي كنيد (اگر بين زماني كه از پرزنتور خود زمان هاي خالي شان را مي گيريد و زماني كه با فرد دعوت شونده خود هماهنگ مي كنيد فاصله مثلاً يك يا چند ساعته بود، قبل فيكس كردن نهايي ساعت جلسه، يك بار ديگر با پرزنتور خود هماهنگ شويد …)

    نكته دوم: اگر فرد دعوت شونده ي شما، در هنگام زمان دادن، گفت: “تو چند روز آينده مشغله ي كاري زيادي دارم، بعداً خودم باهات تماس مي گيرم يك زماني فيكس مي كنيم.” شما نبايد مكالمه را در اينجا خاتمه دهيد، چون معمولاً در%۹۰ موارد افراد بعداً به دليل فراموشي يا هر دليل ديگر تماسي نخواهند گرفت. شما به وي بگوييد: “پس من خودم چند

    روز ديگه (مثلاً اوايل هفته ي ديگه) باهات تماس مي گيرم تا هماهنگ بشيم، خوبه ؟ “

    نكته سوم: اگر با فردي زمان معارفه را فيكس كرديد ولي براي بيش از يك روز بعد، حتماً شب قبل از جلسه يك بار به وي يادآوري كرده و از وي جواب مثبت جهت همچنان پاي برجا بودن جلسه تان را بگيريد.

    نكته چهارم: بعضي از افرادي كه از ليست شما جدا مي شوند، مدت ها از آخرين تماس شما با ايشان مي گذرد، بهتر است كه در اين موارد ابتدا تماسي با ايشان برقرار نماييد (تلفني و يا حتي حضوري) در راستاي ايجاد ارتباطي نزديكتر و پس از آن ايشان را دعوت نماييد، اصطلاحاً به اين كار اعتبارسازي و يا پيش دعوت مي گوييم.

    نكته پنجم: حتماً پرستيژ شركت و جلسه معارفه را در هنگام دعوت كردن از فرد حفظ نماييد، و بر روي به موقع آمدن و عدم تاخير ايشان تاكيد نماييد.

    نكته ششم: در مجموع اين را فراموش نكنيد كه، شما به دوستتان موقعيتي را معرفي مي نماييد، كه ايشان اگر آن را درك نمايند، مسير زندگيشان به سمت زندگي با كيفيتي بهتر و خوشبختي بيشتر تغيير مي كند، در نتيجه آمدن او به جلسه، لطفي از سوي ايشان به شما محسوب نمي شود بلكه دعوت كردن شما از ايشان، لطف شما به ايشان محسوب مي شود.

    مثال : فكر كنيد در خانه ميهمان داريد و براي ميهمانانتان چاي مي بريد پس از مصرف چاي ميهمان شما از خوردن آن چاي لذت مي برد و از شما سوال مي كند عجب چاي خوش عطر و بويي است مي شه بگيد اسم اين چاي چيه؟ شما در جواب شروع مي كنيد به تعريف و تمجيد از اين چاي و حتي از جايي كه آن را خريداري كرده ايد نيز تعريف مي كنيد و به ميهمانتان سفارش مي كنيد اگه خواستي برات از اين چاي ميخرم يا آدرس ميدم خودت برو بخر. خيلي راحت دوستتان را دعوت به استفاده و خريد از اين چاي مي كنيد، چون در ذهن خود صرفاً به خاطر خود دوستتان اين توضيحات را داده ايد.

    حال اگر همان چاي را در يك طرح بازاريابي شبكه اي بگذارند اكثر افراد به راحتي نمي توانند آن را به ديگران معرفي كنند، فكر مي كنيد چرا اين اتفاق مي افتد؟

    در حالت نخست شما براي رفع نياز طرف مقابلتان آن چاي را با تمام وجود معرفي كرديد ولي در حالت دوم چون اين احساس نياز در خود شما بوجود مي آيد و در درون احساس مي كنيد من نياز دارم كه اين چاي را به او بفروشم شما با استرس اين كار را انجام مي دهيد.

    كافيست براي دعوت افراد اين احساس نياز را در خود از بين ببريد چرا كه:

    به واقع ساعت و روزي كه شما با فردي از ليست خود تماس مي گيريد، يكي از مهم ترين ساعت ها و روزهاي زندگي او را رقم زده ايد ، و اگر ايشان فرصت موجود در پيشنهاد شما را درك كرده و بر روي آن به شكل جدي كار كند زماني فرا خواهد رسيد كه او با تمام وجود از شما سپاسگذار بوده و روز دعوت خود را يكي از تاثيرگذارترين روزهاي زندگي خود خواهد دانست .

    اگر كسي دعوت شما را رد كرد، درك كنيد كه خود او فرصت بزرگي را از دست مي دهد، نه شما.

    در بين تمامي شغلهاي پر درآمد دنيا شغل بازاريابي شبكه اي بيشترين تعداد ميليونر را به جهان تحويل داده است (برايان تريسي)

    برگرفته از سايت mlmarketing

  1. دعوت به صورت غير مستقيم :
  2. اين سبك دعوت، هم براي دعوت به كار فروش و هم براي دعوت به كار بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) كاربرد دارد. اين روش را با يك مثال برايتان توضيح مي دهيم :

    فرضاً بعد از چند ماه يكي از دوستان خود را در يك برنامه كوه پيمايي مي بينيد، شما مي دانيد كه ايشان پتانسيل و انگيزه كاري بالايي دارد، ولي به دليل نداشتنسرمايه و نيز دانشجو بودن فعلاً شاغل نيست و از طرفي كمي مشكلات مالي هم در زندگي دارد (مثلاً براي تامين پول دانشگاه) در اينجا و بعد از مدتي احتمالاً بين شما اين مبحث كه:

    ” چه خبر به چه كارهايي مشغول هستي ” مطرح مي شود، در ايجا مثلاً شما مي گوييد: “خدا رو شكر، توي يك شركت خيلي بزرگ مشغول به كار شدم، كه به جاي اينكه محصولاتش رو به مغازه ها بده براي فروش، تيم بازاريابيش كه من هم يكي از مديرفروش هاشون باشم محصولاتش رو مي فروشه واسه همين درصد پورسانتي كه ميده اندازه سودي هست كه يك مغازه دار رو فروش همين محصولات گيرشمياد بلكه هم كمتر از اين گيرش مياد، علاوه بر پورسانت زيادش، زمان كاريم هم دست خودم هست، يعني بعضي روزها صبح، بعضيروزها ظهر و بعضي روزها هم عصرها ميرم سر كار اينجوري هم به درسام مي رسم، هم بعد درس كار مي كنم و مي تونم خرج تحصيلم رودر بيارم، همين ديگه شكر، تو چه خبر چي كارا مي كني؟”

    مثالي ديگر: بعد از اينكه بحث پيش آمد: با چند تا از دوستام يك كاري رو با يك شركت پخش بزرگ شروع كرديم، كه ازشون به ميزان و مبلغ محدود جنس ميگيريم ولي با درصد نسبتاً بالا مي فروشيم عملاً هم درآمد خوبي داره و هم چون براي خودمون كار مي كنيم تايم كاريمون دست خودمونه … تو چه خبر چيكارا مي كني؟

    در هر دو مثال مطرح شده، شما فرد يا افراد مقابل را دعوت نكرده ايد، صرفاً موضوعي را بيان نموده ايد كه احتمالاً كنجكاوي و سوالاتي را از سوي ايشان در پي خواهد داشت، كه از آنجا به بعد اين شما هستيد كه مي توانيد حتي با دست پس زده و با پا ايشان را پيش بكشيد.

    نكته : در اين حالت شما بايد سعي كنيد در صحبت هاي خود به مواردي اشاره نماييد كه مي دانيد براي فرد مقابلتان اهميت و جذابيت دارد تا بتوانيد كنجكاوي ايشان را برانگيزيد.

    چند نكته ي كلي در رابطه با دعوت افراد ليست شما :

    نكته اول: نحوه ي فيكس كردن يك جلسه به اين ترتيب مي باشد كه : ابتدا با حامي خود تماس مي گيريد و از ايشان زمان هايي كه مي توانيد جلسه معارفه برگزار كنيد را مي پرسيد، پس از دريافت چند بازه ي زماني، با افراد ليست خود تماس مي گيريد، به نفر اول چند بازه، از بازه هاي خالي پرزنتورتان را پيشنهاد مي دهيد، وقتي زماني را از اين فرد دريافت كرديد، بلافاصله با حامي خود مجدداً تماس مي گيريد و زمان فيكس شده را به ايشان اطلاع مي دهيد، تا ايشان هماهنگي هاي لازم را انجام دهند، سپس با نفر دوم خود تماس مي گيريد و مجدداً همين روال را طي مي كنيد (اگر بين زماني كه از پرزنتور خود زمان هاي خالي شان را مي گيريد و زماني كه با فرد دعوت شونده خود هماهنگ مي كنيد فاصله مثلاً يك يا چند ساعته بود، قبل فيكس كردن نهايي ساعت جلسه، يك بار ديگر با پرزنتور خود هماهنگ شويد …)

    نكته دوم: اگر فرد دعوت شونده ي شما، در هنگام زمان دادن، گفت: “تو چند روز آينده مشغله ي كاري زيادي دارم، بعداً خودم باهات تماس مي گيرم يك زماني فيكس مي كنيم.” شما نبايد مكالمه را در اينجا خاتمه دهيد، چون معمولاً در%۹۰ موارد افراد بعداً به دليل فراموشي يا هر دليل ديگر تماسي نخواهند گرفت. شما به وي بگوييد: “پس من خودم چند

    روز ديگه (مثلاً اوايل هفته ي ديگه) باهات تماس مي گيرم تا هماهنگ بشيم، خوبه ؟ “

    نكته سوم: اگر با فردي زمان معارفه را فيكس كرديد ولي براي بيش از يك روز بعد، حتماً شب قبل از جلسه يك بار به وي يادآوري كرده و از وي جواب مثبت جهت همچنان پاي برجا بودن جلسه تان را بگيريد.

    نكته چهارم: بعضي از افرادي كه از ليست شما جدا مي شوند، مدت ها از آخرين تماس شما با ايشان مي گذرد، بهتر است كه در اين موارد ابتدا تماسي با ايشان برقرار نماييد (تلفني و يا حتي حضوري) در راستاي ايجاد ارتباطي نزديكتر و پس از آن ايشان را دعوت نماييد، اصطلاحاً به اين كار اعتبارسازي و يا پيش دعوت مي گوييم.

    نكته پنجم: حتماً پرستيژ شركت و جلسه معارفه را در هنگام دعوت كردن از فرد حفظ نماييد، و بر روي به موقع آمدن و عدم تاخير ايشان تاكيد نماييد.

    نكته ششم: در مجموع اين را فراموش نكنيد كه، شما به دوستتان موقعيتي را معرفي مي نماييد، كه ايشان اگر آن را درك نمايند، مسير زندگيشان به سمت زندگي با كيفيتي بهتر و خوشبختي بيشتر تغيير مي كند، در نتيجه آمدن او به جلسه، لطفي از سوي ايشان به شما محسوب نمي شود بلكه دعوت كردن شما از ايشان، لطف شما به ايشان محسوب مي شود.

    مثال : فكر كنيد در خانه ميهمان داريد و براي ميهمانانتان چاي مي بريد پس از مصرف چاي ميهمان شما از خوردن آن چاي لذت مي برد و از شما سوال مي كند عجب چاي خوش عطر و بويي است مي شه بگيد اسم اين چاي چيه؟ شما در جواب شروع مي كنيد به تعريف و تمجيد از اين چاي و حتي از جايي كه آن را خريداري كرده ايد نيز تعريف مي كنيد و به ميهمانتان سفارش مي كنيد اگه خواستي برات از اين چاي ميخرم يا آدرس ميدم خودت برو بخر. خيلي راحت دوستتان را دعوت به استفاده و خريد از اين چاي مي كنيد، چون در ذهن خود صرفاً به خاطر خود دوستتان اين توضيحات را داده ايد.

    حال اگر همان چاي را در يك طرح بازاريابي شبكه اي بگذارند اكثر افراد به راحتي نمي توانند آن را به ديگران معرفي كنند، فكر مي كنيد چرا اين اتفاق مي افتد؟

    در حالت نخست شما براي رفع نياز طرف مقابلتان آن چاي را با تمام وجود معرفي كرديد ولي در حالت دوم چون اين احساس نياز در خود شما بوجود مي آيد و در درون احساس مي كنيد من نياز دارم كه اين چاي را به او بفروشم شما با استرس اين كار را انجام مي دهيد.

    كافيست براي دعوت افراد اين احساس نياز را در خود از بين ببريد چرا كه:

    به واقع ساعت و روزي كه شما با فردي از ليست خود تماس مي گيريد، يكي از مهم ترين ساعت ها و روزهاي زندگي او را رقم زده ايد ، و اگر ايشان فرصت موجود در پيشنهاد شما را درك كرده و بر روي آن به شكل جدي كار كند زماني فرا خواهد رسيد كه او با تمام وجود از شما سپاسگذار بوده و روز دعوت خود را يكي از تاثيرگذارترين روزهاي زندگي خود خواهد دانست .

    اگر كسي دعوت شما را رد كرد، درك كنيد كه خود او فرصت بزرگي را از دست مي دهد، نه شما.

    در بين تمامي شغلهاي پر درآمد دنيا شغل بازاريابي شبكه اي بيشترين تعداد ميليونر را به جهان تحويل داده است (برايان تريسي)

    برگرفته از سايت mlmarketing

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 12

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 128
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 42
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 10
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 160
  • بازدید ماه : 2163
  • بازدید سال : 2163
  • بازدید کلی : 35658
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی