loading...

شركت بازاريابي شبكه اي عطاكو

شركت بازاريابي شبكه اي عطاكو فعال در زمينه نتورك ماركتينگ و جز بهترين شركت هاي بازاريابي در ايران

بازدید : 62
11 زمان : 1399:2

  1. دعوت به صورت غير مستقيم :
  2. اين سبك دعوت، هم براي دعوت به كار فروش و هم براي دعوت به كار بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) كاربرد دارد. اين روش را با يك مثال برايتان توضيح مي دهيم :

    فرضاً بعد از چند ماه يكي از دوستان خود را در يك برنامه كوه پيمايي مي بينيد، شما مي دانيد كه ايشان پتانسيل و انگيزه كاري بالايي دارد، ولي به دليل نداشتنسرمايه و نيز دانشجو بودن فعلاً شاغل نيست و از طرفي كمي مشكلات مالي هم در زندگي دارد (مثلاً براي تامين پول دانشگاه) در اينجا و بعد از مدتي احتمالاً بين شما اين مبحث كه:

    ” چه خبر به چه كارهايي مشغول هستي ” مطرح مي شود، در ايجا مثلاً شما مي گوييد: “خدا رو شكر، توي يك شركت خيلي بزرگ مشغول به كار شدم، كه به جاي اينكه محصولاتش رو به مغازه ها بده براي فروش، تيم بازاريابيش كه من هم يكي از مديرفروش هاشون باشم محصولاتش رو مي فروشه واسه همين درصد پورسانتي كه ميده اندازه سودي هست كه يك مغازه دار رو فروش همين محصولات گيرشمياد بلكه هم كمتر از اين گيرش مياد، علاوه بر پورسانت زيادش، زمان كاريم هم دست خودم هست، يعني بعضي روزها صبح، بعضيروزها ظهر و بعضي روزها هم عصرها ميرم سر كار اينجوري هم به درسام مي رسم، هم بعد درس كار مي كنم و مي تونم خرج تحصيلم رودر بيارم، همين ديگه شكر، تو چه خبر چي كارا مي كني؟”

    مثالي ديگر: بعد از اينكه بحث پيش آمد: با چند تا از دوستام يك كاري رو با يك شركت پخش بزرگ شروع كرديم، كه ازشون به ميزان و مبلغ محدود جنس ميگيريم ولي با درصد نسبتاً بالا مي فروشيم عملاً هم درآمد خوبي داره و هم چون براي خودمون كار مي كنيم تايم كاريمون دست خودمونه … تو چه خبر چيكارا مي كني؟

    در هر دو مثال مطرح شده، شما فرد يا افراد مقابل را دعوت نكرده ايد، صرفاً موضوعي را بيان نموده ايد كه احتمالاً كنجكاوي و سوالاتي را از سوي ايشان در پي خواهد داشت، كه از آنجا به بعد اين شما هستيد كه مي توانيد حتي با دست پس زده و با پا ايشان را پيش بكشيد.

    نكته : در اين حالت شما بايد سعي كنيد در صحبت هاي خود به مواردي اشاره نماييد كه مي دانيد براي فرد مقابلتان اهميت و جذابيت دارد تا بتوانيد كنجكاوي ايشان را برانگيزيد.

    چند نكته ي كلي در رابطه با دعوت افراد ليست شما :

    نكته اول: نحوه ي فيكس كردن يك جلسه به اين ترتيب مي باشد كه : ابتدا با حامي خود تماس مي گيريد و از ايشان زمان هايي كه مي توانيد جلسه معارفه برگزار كنيد را مي پرسيد، پس از دريافت چند بازه ي زماني، با افراد ليست خود تماس مي گيريد، به نفر اول چند بازه، از بازه هاي خالي پرزنتورتان را پيشنهاد مي دهيد، وقتي زماني را از اين فرد دريافت كرديد، بلافاصله با حامي خود مجدداً تماس مي گيريد و زمان فيكس شده را به ايشان اطلاع مي دهيد، تا ايشان هماهنگي هاي لازم را انجام دهند، سپس با نفر دوم خود تماس مي گيريد و مجدداً همين روال را طي مي كنيد (اگر بين زماني كه از پرزنتور خود زمان هاي خالي شان را مي گيريد و زماني كه با فرد دعوت شونده خود هماهنگ مي كنيد فاصله مثلاً يك يا چند ساعته بود، قبل فيكس كردن نهايي ساعت جلسه، يك بار ديگر با پرزنتور خود هماهنگ شويد …)

    نكته دوم: اگر فرد دعوت شونده ي شما، در هنگام زمان دادن، گفت: “تو چند روز آينده مشغله ي كاري زيادي دارم، بعداً خودم باهات تماس مي گيرم يك زماني فيكس مي كنيم.” شما نبايد مكالمه را در اينجا خاتمه دهيد، چون معمولاً در%۹۰ موارد افراد بعداً به دليل فراموشي يا هر دليل ديگر تماسي نخواهند گرفت. شما به وي بگوييد: “پس من خودم چند

    روز ديگه (مثلاً اوايل هفته ي ديگه) باهات تماس مي گيرم تا هماهنگ بشيم، خوبه ؟ “

    نكته سوم: اگر با فردي زمان معارفه را فيكس كرديد ولي براي بيش از يك روز بعد، حتماً شب قبل از جلسه يك بار به وي يادآوري كرده و از وي جواب مثبت جهت همچنان پاي برجا بودن جلسه تان را بگيريد.

    نكته چهارم: بعضي از افرادي كه از ليست شما جدا مي شوند، مدت ها از آخرين تماس شما با ايشان مي گذرد، بهتر است كه در اين موارد ابتدا تماسي با ايشان برقرار نماييد (تلفني و يا حتي حضوري) در راستاي ايجاد ارتباطي نزديكتر و پس از آن ايشان را دعوت نماييد، اصطلاحاً به اين كار اعتبارسازي و يا پيش دعوت مي گوييم.

    نكته پنجم: حتماً پرستيژ شركت و جلسه معارفه را در هنگام دعوت كردن از فرد حفظ نماييد، و بر روي به موقع آمدن و عدم تاخير ايشان تاكيد نماييد.

    نكته ششم: در مجموع اين را فراموش نكنيد كه، شما به دوستتان موقعيتي را معرفي مي نماييد، كه ايشان اگر آن را درك نمايند، مسير زندگيشان به سمت زندگي با كيفيتي بهتر و خوشبختي بيشتر تغيير مي كند، در نتيجه آمدن او به جلسه، لطفي از سوي ايشان به شما محسوب نمي شود بلكه دعوت كردن شما از ايشان، لطف شما به ايشان محسوب مي شود.

    مثال : فكر كنيد در خانه ميهمان داريد و براي ميهمانانتان چاي مي بريد پس از مصرف چاي ميهمان شما از خوردن آن چاي لذت مي برد و از شما سوال مي كند عجب چاي خوش عطر و بويي است مي شه بگيد اسم اين چاي چيه؟ شما در جواب شروع مي كنيد به تعريف و تمجيد از اين چاي و حتي از جايي كه آن را خريداري كرده ايد نيز تعريف مي كنيد و به ميهمانتان سفارش مي كنيد اگه خواستي برات از اين چاي ميخرم يا آدرس ميدم خودت برو بخر. خيلي راحت دوستتان را دعوت به استفاده و خريد از اين چاي مي كنيد، چون در ذهن خود صرفاً به خاطر خود دوستتان اين توضيحات را داده ايد.

    حال اگر همان چاي را در يك طرح بازاريابي شبكه اي بگذارند اكثر افراد به راحتي نمي توانند آن را به ديگران معرفي كنند، فكر مي كنيد چرا اين اتفاق مي افتد؟

    در حالت نخست شما براي رفع نياز طرف مقابلتان آن چاي را با تمام وجود معرفي كرديد ولي در حالت دوم چون اين احساس نياز در خود شما بوجود مي آيد و در درون احساس مي كنيد من نياز دارم كه اين چاي را به او بفروشم شما با استرس اين كار را انجام مي دهيد.

    كافيست براي دعوت افراد اين احساس نياز را در خود از بين ببريد چرا كه:

    به واقع ساعت و روزي كه شما با فردي از ليست خود تماس مي گيريد، يكي از مهم ترين ساعت ها و روزهاي زندگي او را رقم زده ايد ، و اگر ايشان فرصت موجود در پيشنهاد شما را درك كرده و بر روي آن به شكل جدي كار كند زماني فرا خواهد رسيد كه او با تمام وجود از شما سپاسگذار بوده و روز دعوت خود را يكي از تاثيرگذارترين روزهاي زندگي خود خواهد دانست .

    اگر كسي دعوت شما را رد كرد، درك كنيد كه خود او فرصت بزرگي را از دست مي دهد، نه شما.

    در بين تمامي شغلهاي پر درآمد دنيا شغل بازاريابي شبكه اي بيشترين تعداد ميليونر را به جهان تحويل داده است (برايان تريسي)

    برگرفته از سايت mlmarketing

بازدید : 66
11 زمان : 1399:2

توجه !! در اينجا، ما قصد نداريم براي دعوت از افراد ليست شما، تكنيك هايي ارائه كنيم كه لزوماً تمامي افراد و افكار را پوشش دهد، چرا كه دعوت كردن شما از اطرافيانتان، بستگي دارد به رابطه شما با ايشان، شخصيت و شرايط زماني و مكاني اي كه هر دو در آن قرار داريد، كه هيچ يك از اين موارد در انسانهاي مختلف يكسان نيست. از اين رو پيشنهاد مي كنيم، در هنگام دعوت سعي كنيد خودتان در مورد هر نفر انتخاب نماييد كه از چه جملات و روشي براي دعوت استفاده نماييد.

براي اين كار نيازي نيست كه در هنگام دعوت تبديل به آدمي ديگر شويد، صرفاً خودتان باشيد و از جمله بندي هاي هميشگي خود استفاده كنيد.

ولي در جهت افزايش سطح كيفي و همچنين منظم تر شدن موارد خطور كننده به ذهنتان، نكاتي مهم و همچنين دو روش كلي را به شما بيان مي كنيم :

نكته مهم : مهمترين اصل در هنگام دعوت شما از عزيزانتان به شنيدن فرصت شغلي بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ)، ايمان و اطمينان قلبي، رفتاري وگفتاري شما به اين امر مي باشد، شما مي خواهيد زندگي آن فرد را با معرفي يكي از بهترين و كاملترين شغل هاي دنيا به او، تغيير دهيد. ايمان شما افزايش نمي يابد مگر با مطالعه، شركت مداوم در جلسات تيم و افزايش ديد و سطح اطلاعاتيتان. اگر هنوز باور نداريد كه اين تجارت زندگي شما و اطرافيان شما را تغيير مي دهد، حتماً مجدداً جزوات و موارد نت برداري كرده تان از جلسات آموزشي و هفتگي را با تفكر و بررسي دقيقتر مطالعه نماييد، از حاميان خود سوال كنيد (حتي از ليدرهاي بالاي سازمان سوال نماييد) تا با منطق و دلايل كامل به اين نتيجه برسيد كه امروز فرصتي به شما روي آورده كه به واسطه آن زندگي شما طي يك تا دو سال آينده تغيير خواهد كرد و شما نيز مي توانيد اين فرصت را به عزيزانتان بدهيد …

**آنچه در دل و ايمان شما اثر گذاشته است ، هرجا بازگو كنيد، اثر خواهد گذاشت.**

اما در مجموع ما دو روش كلي را براي دعوت پيشنهاد مي كنيم:

  1. دعوت به صورت مستقيم:

افراد دعوت شونده در اين روش خود به سه دسته تقسيم م يگردند :

_ دسته اول: افرادي كه مستقيماً دعوت به شنيدن امكانات شركتي مي شوند، كه داراي سيستم بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) مي باشد.

شما دو گروه را مي توانيد به اين روش دعوت نماييد: گروه اول كساني هستند كه در ليست A قرار گرفته اند و نيز با بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) آشنا بوده و ديدگاه مثبتي بر روي آن دارند. گروه دوم افرادي هستند كه در ليست A قرار گرفته اند از طرفي شما با ايشان رابطه خيلي خيلي نزديك و صميمي داريد، چرا كه اگر به آنها از وجود سيستم بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) در اين شركت حرفي نزنيد و ايشان خود بعداً متوجه شوند ممكن است از شما دلگير شوند كه چرا با آنها راحت نبوديد و از طرفي ديگر به دليل اعتبار بسيار بالاي شما بر روي ايشان، حتي اگر وي با اين صنعت به دليل اطلاعات نادرستش مخالف باشد، به خاطر شما هم كه شده در جلسه معارفه شركت حضور پيدا مي كند.

نكته : به طور كلي اگر فرد مدعو، قبل از حضور در جلسه معارفه اطلاع داشته باشد كه شركت شما علاوه بر امكان بازاريابي مستقيم، امكان بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) را نيز دارد، كار براي پرزنتور شما راحتتر مي شود ، در اين راستا اين موضوع را به خاطر داشته باشيد، در صورتي شما مي توانيد افراد با صميميت كمتر را مستقيماً به شنيدن كار بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) دعوت نماييد، كه در رابطه با مطالب زير اشراف و قدرت انتقال داشته باشيد :

– تفاوت و ارزش يك شغل اهرمي، نسبت به مشاغل ساعتي و موانعي كه بر سر راه اكثريت ما قرار دارد كه عملاً نمي توانيم شغل اهرمي داشته باشيم.

– تفاوت شركت هاي سالم و ناسالم.

– %۱۰۰ بدون ريسك مالي بودن شغل بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ).

– پاره وقت بودن اين شغل و اينكه زمان كاري فرد در اختيار خود ايشان مي باشد.

– چندصد هزار نفري كه در حال فعاليت دربازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) هستند…

– آدرس سايتي كه ليست شركت هاي داراي مجوز در آن موجود مي باشد. ( www.networkmarketing.mimt.gov.ir )

– همراه داشتن قسمت هايي از برنامه هاي تلويزيوني و يا مقالات علمي كه در مورد بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) صحبت شده…

پس حتماً به خوبي بر روي مطالب فوق قبل از دعوت كردن افراد مد نظر، مرور و تمرين نماييد (با كمك حامي خود)

نكته: اين موضوع را فراموش نكنيد كه موارد بالا صرفاً در راستاي ايجاد اين احساس در فرد مدعو است كه ارزش دارد ۴۵ دقيقه از زمان خود را به شنيدن كار شما اختصاص دهد، همين، هدف اين نيست كه شما فرد را به طور كامل معارفه نماييد و قانع نماييد كه شروع به فعاليت كند، هدف صرفاً كنجكاو كردن ايشان و احياناً بازكردن نسبي گارد وي براي شنيدن در مورد كار شما مي باشد.

دو نكته كاربردي براي افرادي كه در مقابل شنيدن صحبت هاي شما يا پرزنتور شما مقاومت(اينرسي) نشان مي دهند:

نكته ۱: در مواردي كه فرد مقابل شما در گذشته در يك يا چند شركت شبه بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) فعاليت كرده بود و هم اكنون آنها را كنار گذاشته بود، مي توانيد از اين متد استفاده نماييد كه به ايشان بگوييد: “مي تونم بپرسم كه چه چيزي باعث شد از اون كار دست بكشي؟ ” آن فرد هر پاسخي دهد بي شك به يك يا چند مشكل موجود در شركت هاي ناسالم شبكه اي اشاره خواهد كرد (مثلاً غير قانوني بودن، ارزنده نبودن محصول، در نتيجه سختي بسيار زياد كار، ريسك موجود در بازگشت پول پرداختي اوليه افراد و در نتيجه امكان ضرر كردن ايشان، تيمي كه غير علمي و صرفاً با جبر با ايشان برخورد مي كردند و غيره )

سپس مي توانيد مثلاً به وي بگوييد:”به نظرت اگر اون شركت اين مشكل يا مشكلات رو نداشت، تو هنوز توش كار مي كردي؟ به نظرت اگر اون موانع نبود كار نتيجه داري بود؟ اگر اون مسائل نبود پول زيادي مي شد ازش به دست آورد؟؟ “. سعي كنيد در ذهن فرد اين موضوع را روشن نماييد كه بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) واقعي، اگر جايي در كشور ما ديده شود بي شك مي تواند براي او و بقيه بسيار رشد ايجاد نمايد. سپس به وي بگوييد كه اكنون چنين فرصتي به واسطه قانونمند شدن اين صنعت در كشور ايران نيز ايجاد شده (سپس با جمله بندي هاي دلخواه خودتان فرد را دعوت نماييد …)

نكته ۲ : بعضي مواقع فردي كه از سوي شما مورد دعوت به كار قرار مي گيرد حتي بدون اينكه در مورد صنعت، شركت و محصولات شما اطلاعاتي داشته باشد، به شما پاسخ منفي مي دهد! در اينگونه موارد مي توانيد متني را به وي بيان كنيد تا منجر به اين شود كه كمي منطقي تر بر روي دعوت شما فكر كند، به عنوان مثال بگوييد: “من به تو حق مي دهم كه اينطور فكر كني، ولي يك سوال از تو دارم، اگر، فقط اگر ، فرض كنيم اين كار ۱۰۰ % قانوني باشه و در اون اين امكان وجود داشته باشه كه زندگي تو متحول بشه، خوب هست يا بد؟ (در اينجا سعي كنيد فرد را به اين دعوت نماييد كه صرفاً اين موضوع را تصور نمايد، نه اينكه لزوماً به دعوت واقعي شما جواب مثبتي بخواهد بدهد …)

خوب، حالا يك چيزي رو مي خواهم به تو بگم: تو هنوز نميدوني اين شركت چطوري كار مي كنه ولي من، هم روي تمامي مداركش تحقيق كردم، هم اونهارو ديدم و هم محصولاتش رو ديدم و هم افرادي كه يك مدت اونجا كار مي كنند و درآمد خوبي دارنرو ديدم، با اين حال فرض مي كنيم كه به احتمال ۹۰ % حق با تويي باشه كه الان بدون اشراف بر موضوع داري نظر ميدي، و فقط ۱۰ % حق با من باشه كه تحقيق كردم ! به نظر تو اگر، فقط اگر اون ۱۰ % من درست باشه و واقعاً اين پيشنهادي باشه كه بتونه تاثير مثبت زيادي تو آينده ات ايجاد كنه، آيا ارزش اين رو نداره كه ۴۰ دقيقه اون رو بشنوي؟! در نهايت قراره چه اتفاقي بيفته؟! ، قراره دو حالت پيش بياد: يا ۹۰ % حدس تو درست از آب در مياد، و اين پيشنهاد خوبي نيست، كه در اين صورت فقط ۴۰ دقيقه وقتت رو كنار رفيقت بودي، با يك چيزي آشنا شدي كه دولت شديداً داره تلاش مي كنه كه او نرو توسعه و رشد بده، و بعدشم ديگه قرار نيست حتي يك تماس از سمت من در رابطه با اون داشته باشي، يا اينكه به اين نتيجه مي رسي كه انگار يك خبرهاي جالبي اونجا هست و يه جورايي ۱۰ % حرف من درسته، كه حالا اون موقع مي توني با اطلاعات درست روش فكر كني و هر تصميمي كه دوست داشته باشي رو بگيري …) انتخاب جمله بندي هاي شما به خود شما، فرد مقابلتون و ذهنيت هاي ايشان بستگي دارد …)

_ دسته دوم: افرادي كه مستقيماً دعوت به شنيدن يك بيزينس، جهت همكاري با شما مي شوند (در اينجا مي توانيد زمينه كاري خود را فروش و بازاريابي براي محصولات يك شركت بزرگ بيان كنيد).شما دو گروه را مي توانيد به اين روش دعوت مي نماييد:

گروه اول افرادي هستند كه در ليست افراد شما به آنها B داده شده.

گروه دوم افرادي هستند كه B گرفته اند ولي شما ترجيح داده ايد كه ابتدا ايشان را به عنوان شنيدن يك كار دعوت كنيد و در جلسه معارفه پرزنتور شما فرصت تشكيل شبكه را براي ايشان باز نمايد.

_ دسته سوم: ايشان افرادي هستند كه ما مستقيماً به آنها خريد از محصولاتمان را پيشنهاد مي كنيم. اين افراد در ليست شما B, C و A گرفته اند. توجه : بعضي اوقات به صلاح ديد خودتان و حاميتان، مي توانيد حتي براي افرادي كه A و B هم گرفته اند از اين طريق باب آشنايي با شركت خود را بگشاييد. احتمالاً ايشان بعد از خريد و مصرف محصولات شما، در مورد شركتتان كنجكاو خواهند شد و يا حتي خود تبليغ كننده اين محصولات خواهند شد، در آن زمان به راحتي مي توانيد به آنها پيشنهاد فروش و يا حتي تشكيل تيم فروش را نيز بدهيد.

اين مقاله ادامه دارد و شما مي توانيد "دعوت به صورت غير مستقيم" را در چگونگي دعوت در بازاريابي شبكه اي (2) مطالعه بفرماييد.

بازدید : 94
11 زمان : 1399:2

۱) همه چيز به خودم بستگي دارد :

شايد در اين تجارت مهم ترين اصل اين نكته است كه هر چيزي كه در تيم شما رخ مي دهد به شما بر مي گردد. اگر از اتفاقي در تيم خود راضي نيستيد، فكر كنيد در گذشته، چه زماني آن اتفاق براي خود شما افتاده، مطمئن باشيد باعث و باني همه چيز خود شما هستيد. همه چيز از شما شروع مي شود .

اگر يك ليدر موفق و با انگيزه و پرانرژي باشيد، مطمئنا افراد تيم تان هم به شما نگاه مي كنند و تبديل به ليدرهاي كار كشته اي مي شوند. اگر تا ظهر بخوابيد، آنها نيز تا ظهر مي خوابند. اگر خوب پيگيري كنيد، آنها هم خوب پيگيري مي كنند. اگر زياد شوخي و لودگي كنيد ، آنها هم شوخ و لوده خواهند شد. كاش امتحانش مجاني بود. درحالي كه بسيار پر هزينه است وگرنه پيشنهاد مي دادم امتحان كنيد.

اگر محكم و مصمم باشيد، آنها هم خواهند شد. اگر هدف داشته باشيد، آنها هم دارند. همه چيز به شما بر مي گردد، همه چيز. حالا دوست داريد تيم تان چگونه باشد؟ هر ويژگي كه براي آنها مي پسنديد ليست كنيد. آنگاه آن ويژگي ها را در خود جست وجو كنيد و اگر نيافتيد در خود بوجود بياوريد. اين ويژگي ها مي تواند شامل اين موارد باشد:
منش و شخصيت ، رفتار مناسب اجتماعي ، پوشش مناسب و در شان كار ، پرانرژي بودن ، اطلاعات كامل داشتن ، مصمم بودن ، هدفمند بودن ، قدرت رهبري ،عامل بودن و…

تمام تغييرات را بايد از همين امروز در خود ايجاد كنيد. چون فردا خيلي دير است. اگر تغييرات مثبت را هم اكنون در خود بوجود نياوريد، همان رفتارهاي غلط در مجموعه شما همانند سازي مي شود و زماني به فكر تغيير مي افتيد كه كار از كار گذشته و ديگر حتي اگر بخواهيد نمي توانيد چيزي را در خود و سپس در مجموعه تغيير دهيد ، پس از حالا تغييرات مثبت را در خود ايجاد كنيد.

۲) رعايت سلسله مراتب ( لول ها ):

به طور كلي تمام ساپورتهايي كه از سوي آپلاين ها براي افراد تيم شما صورت مي پذيرد، بايد از پل ارتباطي شما عبور كند. احتياجات تيم شما بايد اول از شما خواسته شود. اگر شما توانايي انجام آن ساپورت را نداشتيد، باز خود شماييد كه بايد از آپلاين مستقيم خود درخواست كنيد، تا با هم نياز تيم تان را برطرف كنيد.

بعوان مثال: اگر زير مجموعه مستقيمتان از شما سوالي كرد و شما جواب آن سوال را نمي دانستيد، نبايد به او بگوييد برو از بالاسري من بپرس.

بلكه بايد خودتان آن را از بالاسري خود بپرسيد و جواب صحيح را در اختيار او قرار دهيد. اگر او هم نمي دانست از وي بخواهيد كه جواب را بيابد و براي شما بياورد. طبيعي است شما در ابتداي كار هستيد و اطلاعاتتان به خوبي اطلاعات ليدرها نيست. پس اين طبيعي است كه يك تازه وارد بخواهد همه را دور بزند و با ليدرها به طور مستقيم ارتباط برقرار كند. ولي اين موضوع يك ايراد بزرگ دارد و آن اينست كه اگر همه تازه واردها همه آپلاين هاي خود را دور بزنند و سراغ ليدرها بروند، ديگر ليدري در تيم ساخته نمي شود، چون فرصت رشد فكري ، اطلاعاتي و مديريتي از همه گرفته شده و ضمنا ليدرها هم توان پاسخ گويي به تعداد زياد نفرات را ندارند. بنابراين كل تيم متوقف مي شود.

پس هرگز نه آپلاين خود را دور بزنيد و نه اجازه دهيد كه دور زده شويد. اما در مقابل درخواست افراد تيم تان مبني بر گفتگوي مستقيم آنها با ليدرها مقاومت نكنيد و اجازه بدهيد گهگاهي اين كار صورت گيرد. پس در كل سلسله مراتب را رعايت كنيد .

۳) مثبت به پايين ، منفي به بالا :

هر چيز منفي را به بالا انتقال دهيد و هر چيز مثبت را به پايين. همانطور كه قبلا گفته شد، شركت و پلن بي عيب و نقص وجود ندارد . اين موضوع در مورد آپلاين ها هم صدق مي كند. هيچ كس ۱۰۰% موفق نيست. از آنها انتظار نداشته باشيد كه انسان هاي كاملي باشند. پس هميشه امكان وقوع پيشامدهاي ناخوشايند را در نظر بگيريد . اما در موقع وقوع يك اتفاق منفي چه مي كنيد؟ آن را به افراد تيم تان انتقال مي دهيد؟ اينكار چه سودي دارد؟ مگر آنها مي توانند پاسخ شما را بدهند و شما را مثبت كنند؟ قطعا نه.

با اينكار فقط آنها را نسبت به كار بدبين كرده ايد و انرژي آنها را گرفته ايد. از همه مهمتر آنهايي كه به شما تكيه كرده اند، با تكيه گاهي مواجه مي شوند كه خود متزلزل است و اتفاقي منفي او را منفي كرده است. پس اعتماد شان نسبت به شما سلب مي شود.

پس كار عقلانه چيست؟ هر اتفاق منفي را به بالاسري خود انتقال دهيد. و از آنها توضيح بخواهيد. ولي بارعايت سلسله مراتب نسلي، يعني اول موضوع را به آپلاين مستقيم خود بگوييد.
اما اتفاق مثبت را هرگز پيش خود نگه نداريد و در اسرع وقت به افراد تيم خود با انرژي و حرارت منتقل كنيد.
نكته : منفي را به مثبت تبديل كنيد. اين داستان را بشنويد.

يك كشيش در ميان جمعي از كودكان آزمايشي را ترتيب مي دهد. او ابتدا كرمي را درون يك شيشه آب مي اندازد. كرم شروع به شنا كردن در آب مي كند و اين طرف و آن طرف ميرود. در مرحله بعد او كرم را درون يك شيشه الكل مي اندازد، كرم بسرعت جمع مي شود و مي ميرد .

آنگاه كشيش رو به كودكان مي گويد خوب بچه ها از اين آزمايش نتيجه مي گيريم كه الكل چه خصوصيتي دارد؟ كودكي زيرك مي گويد: به اين نتيجه مي رسيم كه الكل براي از بين بردن كرم معده مفيد است!!!
منظور كشيش اين بود كه كودكان دريابند كه الكل يك ماده كشنده است. چرا كه حتي يك كرم از آن جان سالم به در نبرد. اما يك كودك، مي تواند از اين واقعه نكته مثبتي دريابد.

بعنوان مثال محصولي خاص با تاخير به دست مشتريان مي رسد. آيا اين يك اتفاق مثبت است يا منفي؟ در نظر اول شايد منفي به نظر برسد. اما مي توان از جنبه مثبت به آن نگاه كرد. يعني شركت آن قدر رشد داشته و تصاعد به درستي شكل گرفته كه شركتهاي طرف قرارداد از پاسخ گويي عقب مانده اند. يعني تقاضا از عرضه پيشي گرفته است.

همانطور كه مي بينيد انرژي دو جمله قبل بسيار مثبت است و حاكي از موفقيت روز افزون مي باشد. پس هرگاه خبري به ظاهر منفي شنيديد ديدگاه خود را تغيير دهيد و سعي كنيد جنبه مثبت آن را ببينيد. فراموش نكنيد هر ليوان نيمه پري دارد، كه شما هنوز به آن دقت نكرده ايد.

۴) چگونه از بالاسري خود تعريف مي كنيد؟

وقتي مي خواهيد راجع به بالاسري يا ليدرهاي خود در مقابل تيم صحبت كنيد، چگونه اين كار را انجام مي دهيد؟ چگونه به معرفي آنها مي پردازيد؟ شايد بگوييد بچه ها آقاي … بالاسري بنده هستند! آيا اين كافيست؟

حالا به نوع ديگر معرفي دقت كنيد. “بچه ها مي خواهم يكي از بهترين دوستانم رو به شما معرفي كنم. كه در طول اين مدت كوتاه هميشه يار و همراه من و تيم من بوده وآنقدر به من كمك و راهنمايي كرده كه شايد بتوانم بگويم از برادر به من نزديكتر شده. ضمنا ايشون مديريت بسيار خوبي رو روي تيم من اعمال كرده و اطلاعات بسيار كاملي هم در مورد شركت و صنعت بازاريابي شبكه اي دارن. در يك كلام ايشون زندگي من رو متحول كردن”.

توجه كنيد كه وقتي در جمع تيم خود هستيد و صحبت بالاسري هايتان به ميان مي آيد، هميشه بايد از آنان به خوبي ياد كنيد و راجع به حمايتها و اطلاعات آنان صحبت كيند.
سوال: آخه من با بالاسريم مشكل دارم ، خيلي خوب حمايتم نميكنه؟

جواب :

همانطور كه گفتيم مثبت به پايين ، منفي به بالا .

بازدید : 76
11 زمان : 1399:2

به راستي راز تكثير در بازاريابي شبكه اي چيست؟

اگر شما كار را جدي بگيريد، متعهد به شركت در جلسات باشيد، ليست خوب و بزرگي داشته باشيد و… همين اتفاق هم براي تيم شما رخ مي دهد و متاسفانه بايد قبول كنيم كه حالت عكس آن هم وجود دارد.

۱. آيا تكثير در بازاريابي شبكه اي واقعيت دارد؟

همين اواخر يك نفر از من پرسيد كه اين موضوع روياست؟ يا واقعا تكثير پذيري در بازاريابي شبكه اي وجود دارد؟! و اگر وجود دارد چطور بايد به آن دست پيدا كنم؟

تكثيرپذيري هدف مقدس بازاريابي شبكه اي است! يعني ايجاد يك وضعيتي كه مردم به آن روي آورند، اقدام كنند و نتيجه بگيرند و اين روند تا بي نهايت ادامه يابد. اين چيزيه كه همه به دنبال آن هستند، نيست؟!

شما زماني درآمد داريد كه تكثير درستي از خود در بازاريابي شبكه اي ايجاد كنيد. تكثير در بازاريابي شبكه اي براي شما اعتبار ايجاد ميكند و اين باعث بدست آوردن يك وضعيت پايدار براي شما ميشود.

چگونه ثكثيرپذيري را در بازاريابي شبكه اي به وجود آوريد ؟

با محصولات؟!

كمپاني آن را انجام ميدهد؟!

پلن درآمد زايي آن را به وجود مياورد؟!

قسمت رهبري سازمان باعث اتفاق افتادن آن ميشود؟

يا شايد اينكه كمپاني به آساني در دسترس باشد اتفاق مي افتد و شما چقدر خوش شانس هستيد كه به زودي اين شرايط را دريافت كنيد؟

هيچكدام ، هيچكدام از اينها نيست!

ريشه بازاريابي شبكه اي در سادگي است.

تكثير درست در بازاريابي شبكه اي زماني اتفاق مي افتد كه شما براي مردم يك وضعيت كاري ساده فراهم كنيد.

۲. پيچيدگي، دشمن اقدام كردن است.

سيستم بايد ساده و آسان باشد. تجارت نتورك ماركتينگ تجارتي است براي همه افراد؛ اگر مي خواهيد تيم بزرگي داشته باشيد، بايد در تيمتان از همه افراد مختلف با تجربيات و ضرايب هوشي متفا,ت استفاده كنيد. شما نمي توانيد تيمتان را فقط به گروه خاصي از افراد محدود كنيد. بدين ترتيب، سيستم بايد به قدري ساده باشد كه همه بتوانند آن را تكرار كنند. سيستم بايد تاحدي آسان باشد كه همه قادر به تكثير باشند.

اگر شما يك فروشنده باشيد، ممكن است فروش محصولات غذايي براي شما كار ساده اي باشد، شما دانش و اعتبار لازم جهت نفوذ بر روي مشتريان و پراسپكت هايتان را داريد. با اين حال ممكن است همين مساله به ضرر شما تمام شود، زيرا شما مشخصا خيلي خوب عمل مي كنيد، اما نمي توانيد همين امر را ميان همه افراد تيم (كه فروشنده نيستند) نيز تكثير كنيد. بنابراين فروشندگان هم بايد سيستم ساده اي داسته باشند كه قابل تكثير براي همه تيمشان باشد. اميدوارم كه دقيقا متوجه اين مساله شده باشيد.

  • اگر سخت باشد ، مردم نميخواهند كه انجام دهند.
  • اگر پيچيده باشد ، نتايج شما خواهد سوخت.
  • اگر قابل فهم و درك نباشد ، مردم اقدام نخواهند كرد.

به وضعيت كنوني خود نگاه كنيد.

  • آيا شما يك سيستم و يا فرايند درست داريد كه بتواند در بازاريابي شبكه اي يك تكثيرپذيري ايجاد كند؟

يا اجازه بديد اينگونه سوال كنم :

  • آيا شما افرادي در سازمانتان داريد كه به پيش شما بيايند و ندانند كه چه بايد بكنند؟
  • آيا تا به حال كسي به سراغ شما آمده و سوال هايي بپرسد كه از جواب آنها مطمئن نيست؟
  • آيا با تماس هاي تلفني از اعضاي تيم خودتان كه سوال هاي بسيار ساده و سطحي دارند مواجه ميشويد؟

پس اگر افراد با اينگونه سوالات نزد شما مي آيند بهترين انتخاب قرار دادن داشته هايتان در اختيار افراد و سازمان فروشتان است. اين دقيقا همان وضعيتي است كه ايجاد كننده فرايند تكثير در تيم شماست.

زمان بازتاب است.

به جايگاهي كه هستيد نگاه كنيد.

ساده است: مطمئن شويد كه هم خودتان و هم هركسي كه در سازمان شماست كاملا وضعيتي شفاف دارد. (منظور اين است كه هركسي ميداند كه چه بايد بكند.)

۳. چه چيزي به سادگي قابل تكثير است؟

  • من بر اساس تجربياتم فكر ميكنم كه صحبت كردن درباره مزاياي محصول يا فرصت كاري ، ساده ترين قسمت همانند سازي براي مجموعه است.
  • از طرفي، اطلاعات دقيق در مورد اجزاء و ويژگي هاي محصولات، امر ساده اي براي همانند سازي نيست. بيان تجربيات و خاطرات يا شواهد فردي قابل تكثير و همانند سازي است. مطمئنم حتي يك پسر بچه ۱۲ساله نيز قادر است با يك داستان جذاب ارتباط برقرار كند وآن را به ديگران نيز منتقل كند.
  • پلن درآمدزايي نيز بايد به حدي ساده باشد كه همه آن را بفهمند و بتوانند به ديگران نيز آموزش دهند.

برگرفته از سايت mlmarketing

بازدید : 59
11 زمان : 1399:2

روش فروش در نتورك ماركتينگ(2)

بعد از اينكه اهميت فروش شخصي به صورت مداوم را بررسي كرديم بايد ببينيم بازار هدف شما چه كساني هستند.

بازار هدف افراد شامل سه دسته مي شود.دسته اول را افرادي مثل والدين،خواهر و برادرو بستگان نزديك(عمو،عمه،دايي،خاله) تشكيل مي دهند كه قطعا اصلي ترين افراد در ليست مشتريان شما هستند.به افراد اين دسته بازار داغ مي گويند.

دسته دوم افرادي هستند كه شما آن ها را مي شناسيد كه شامل دوستان و اقوام شما مي شوند.اين افراد در اولويت بعدي شما براي فروش مي باشند كه در دسته بازار گرم قرار مي گيرند.

دسته سوم كه بازار سرد نام دارد هم افرادي هستند كه شما با آن ها آشنايي نداريد.اين افراد 2 ويژگي دارند ويژگي مثبت و منفي! قسمت منفي آن اين است كه آن ها شما را نميشناسند و نميتوانند بطور كامل برحرف هاي شما اعتماد كنند و قسمت مثبت آن اين است كه تعداد اين افراد و مكان هايي كه اين افراد در آن جا حضور دارند،بسيار زياد است.شما از طريق ايجاد غرفه در خيريه ها،بازارچه ها،ايستگاه هاي مترو ،باشگاه ها و بسياري روش هاي ديگر مي توانيد با آن ها ارتباط برقرار كنيد و محصولات خود را به آن ها توضيح دهيد.

حال با شناخت بازار هدف،شما مي توانيد به كمك حاميان خود اسم تعدادي از افرادي كه در اين دسته ها قرار دارند و محصولات شما مي تواند بر آن ها مفيد باشد را،يادداشت كنيد و توضيحات مورد نياز و ضروري را به آن ها بدهيد.

در رابطه با بازار سرد اين نكته را مورد توجه داشته باشيد، كه بسياري از افرادي كه در بازار سرد شما قرار دارند، خود در ليست بازار گرم بازار داغ يا گرم شما قرار مي گيرند ! . به عنوان مثال يكي از دوستان نسبتاً دور شما كه در بازار گرم شما قرار دارد، در شركتي مشغول به كار هستند، كه آن همه روزه به دليل تعداد بالاي كارمنداني كه دارند، مصرف زيادي از محصولات شما دارند.

بهترين مدل بازارهاي سرد براي شما اينگونه موارد مي باشند، در واقع شما به واسطه يكي از آشنايانتان، به مديريت اصلي و يا مامور خريد آن شركت متصل مي شويد، و مي توانيد سفارش هاي زيادي را از ايشان دريافت نماييد

شش اقدام اساسي براي فروش :

1-با تمام محصولات خود بطور كامل آشنا شويد و از تجربه هاي هم تيمي هاي خود استفاده كنيد.

2-خودمان مصرف كننده محصولات باشيم.(داشتن عرق نسبت به محصولاتمان و تجربه استفاده از آن ها مي تواند حس خوب و تاثيرگذاري روي مشتري ايجاد كند.)

3-داشتن ليست مشتريان احتمالي (اين موضوع شامل افرادي كه دربازار داغ،گرم و سرد شما هستند،مي شود.نتيجه اين كار هدف گذاري دقيق و جديتان بر روي فروش ماهيانه تان مي باشد.)

4-هدف گذاري روي ميزان فروش

  • (يكي از مهم ترين اقدامات در بازاريابي، تعيين اهداف قابل اندازه گيري و مناسب است (كه بر مبناي ليست مشتريان احتمالي بايد به صورت دقيق، خرد، واقع بينانه و مكتوب باشد)، اين ليست اهداف منجر به تلاش بيشتر شما، سنجش كميت و كيفيت عملكرد شما مي گردد)

5-ايجاد سرمايه در گردش براي خودتان

(اين مورد صرفاً يك پيشنهاد است: بعد از اينكه خودتان به شكل دقيق ليست مشتريان احتمالي تان را بررسي نموديد ( به صورت واقع بينانه و غير خوش بينانه ) به مبلغي دست پيدا مي كنيد كه پيشبيني فروش شما در يك ماه آينده خواهد بود، در اينجا به شما پيشنهاد مي كنيم كه در ماه اول در حدود ۵۰ % رقم پيشبيني خود را به عنوان سرمايه در گردش خود ثبت سفارش نماييد، چرا كه شايد به دليل اينكه شما ماه اول كاريتان را پشت سر مي گذاريد، تحليل خيلي دقيقي از مشتريان خود و ميزان فروش احتمالي تان در طول يك ماه آينده نداشته باشيد)

نكته: صرفاً ۴ نياز و دليل مي تواند براي يك بازارياب سبك هاي وجود داشته باشد كه محصولي را ثبت سفارش نمايد:

اول: مصرف شخصي خودتان (كه هم نيازهاي شخصي شما را پاسخگو خواهد بود و هم منجر به ايجاد احساس و باور نسبت به محصولاتي كه مي خواهيد آنها را بفروشيد خواهد شد.)

دوم : مصرف و نياز خانواده (علاوه بر محصولات ويژه و تخصصي، بسياري از محصولات ما در سبد خريد هفتگي و يا ماهانه همه خانواده ما قرار دارند)

سوم : نمونه محصولاتي جهت ارائه دادن و تست كردن مشتريان ( كه اين امر به افزايش حجم و سرعت فروش شما كمك مي كند)

چهارم : محصولاتي كه به ميزان سرمايه در گردشتان، براي فروش به بازار داغ، گرم و سرد خريداري مي نماييد، كه ميزان آن نهايتاً به ميزان تحليل و پيشبينيخودتان( بدون اجبار تيمي كه حامي شما هستند) براي فروش در يك ماه آينده مي باشد.

6-اختصاص زمان فروش(شما حداقل به مدت 7 ساعت در هفته،بايد به اين كار اختصاص دهيد تا بتوانيد فروش خوب داشته باشيد و به مرور فروشنده اي حرفه اي شويد.

يكي از بزرگان فروش مي گويد: نهايت زمان بي كاري براي امثال من ۵ دقيقه مي باشد، چرا كه همه بيزينس هاي جهان افرادي كه فروشنده ماهري باشند را مي خواهند .

برگرفته از سايت mlmarketing

بازدید : 58
11 زمان : 1399:2

روش فروش در نتورك ماركتينگ(1)

فروش چيست ؟

در نگاهي كلي، فروش كاري است كه اكثر ما همه روزه به آن مشغول هستيم، يك معلم علم خود را مي فروشد، يك پزشك تخصص خود را مي فروشد و يك كارگر توان جسماني خود را مي فروشد، پس درواقع فروش امري است رايج و از طرفي كاملاً حياتي در زندگي ما انسان ها، كه در يك تعريف ساده مي توان اينگونه آنرا بيان كرد: فروش فرايند كمك كردن به يك شخص مي باشد براي گرفتن اين تصميم كه، آيا كالا يا خدمات شما براي ايشان، ارزش بيشتري نسبت به مبلغي كه به او اعلام مي كنيد دارد يا خير؟

چرا فروش؟

بي شك براي انجام هر كاري در ابتدا بايد براي خود دلايلي داشته باشيم، تا بتوانيم آن كار را جدي بگيريم، از اينرو و در راستاي اينكه در صنعت بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) ، بحث فروش شخصي، از اهميت بسيار بالايي برخوردار است ولي خيلي از افراد اهميت اين امر را درك نكرده، و صرفاً زمان و نيروي خود را معطوف به جذب نيروي كاري جديد براي تيم خود مي كنند.

دلايل وجود اين اهميت را با هم بررسي مي كنيم :

در شركت شما در مقابل هر فروشي كه شخص شما انجام دهيد مي توانيد درصدي پورسانت دريافت نماييد. با اندكي تحقيق خواهيد يافت كه دريافت چنين درصدي سود بر روي فروش كالا معمولاً تنها در شرايطي ميسر مي باشد كه فردي سرمايه قابل توجهي را براي تهيه كالا در جريان بيزينس اش قرار داده باشد، يعني در ابتدا چندده و يا چندصد ميليون تومان خريد عمده انجام داده باشد و بعد آن را به صورت خرد به فروش برساند. در غير اين صورت و در شرايطي كه فرد قرار نباشد خواب سرمايه زيادي داشته باشد و صرفاً پورسانت بازاريابي دريافت كند درصد متعارف در حدود ۱% تا ۵% مي باشد.

اكنون اين موضوع را مورد بررسي قرار دهيد:

با توجه به اينكه در صنعت بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) در ماه هاي آغازين كار هنوز تعداد افراد تيم فروش شما خيلي زياد نشده، در نتيجه اهرم كسب درآمد از تيم فروش براي شما چندان رقم بالايي نيست، اختصاص دادن قسمتي از زمان شما بر امر فروش شخصي وسرمايه گذاري ذهني بر روي پورسانت خرده فروشي و در نتيجه كسب درآمد از اين طريق در ماه هاي اوليه مي تواند انتخاب هوشمندانه اي باشد.

تقريباً تمامي كارشناسان مهار تهاي زندگي، و نيز كارشناسان صنعت بازاريابي و فروش، بر اين عقيده هستند كه فعاليت مداوم در حوزه فروش و بازاريابي توانايي و مهارت هاي فردي انسان ها را بسيار افزايش مي دهد، اين موضوع در شرايطي مي باشد كه در عصر كنوني و در دوره اي كه بحران اقتصادي در جهان حاكم مي باشد، اگر فردي، چه آقا، چه خانم، چه تحصيل كرده و چه غير تحصيل كرده، در امرفروش و بازاريابي توانا باشد، اكثر صنايع و شركت هاي حتي بزرگ دنيا به ايشان نيازمند مي باشند، اين يك حقيقت است كه اگر شما در اين زمينه كسب تجربه نماييد و رشد كنيد، در هيچ زمان و مكاني براي كسب درآمد و داشتن شغل مناسب مسئله اي نخواهيد داشت!

از شما سوالي مي پرسيم، فرض كنيد هم اينك شما در شغلي مشغول باشيد و مثلاً دو ميليون تومان درآمد داشته باشيد، اگر به شما بگوييم در صورتي كه شما زمان و انرژي بيشتري بر روي كارتان بگذاريد درآمد شما ۸ ميليون تومان افزايش پيدا مي كند( يعني پنج برابر افزايش درآمد )، در اين شرايط شما حاضر هستيد روزي چند ساعت بيشتر كار كنيد ؟ شايد روزي ۳ ساعت، ۴ ساعت و يا حتي بيشتر، اكنون به شما مي گوييم كه اين امر در شغل بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) امكان پذير است، آن هم نه با اين شرط كه از اين به بعد هر روز ۴ ساعت بيشتر كار كنيد، تنها در صورتي كه در دو سه ماه اول كارتان به طور متوسط هفته اي ۷ ساعت وقت بر روي فروش شخصي خود بگذاريد در نتيجه فروش شخصي خود را بالا ببريد.

نتيجه اين كار ايجاد يك فرهنگ در تيم فروش شما مي باشد !

اين يك قانون و واقعيت در صنعت بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) مي باشد كه تيم فروشي كه شما تشكيل مي دهيد، كاملاً از اعمال شما الگوبرداري مي نمايند، يعني همان مقدار كه شما به فروش شخصي اهميت بدهيد، آنها نيز به فروش خود و تيمشان اهميت خواهند داد، بي شك اگر دوستان شما ببينند كه شما هر ماه رقم هاي كمي فروش شخصي انجام مي دهيد، در اين رابطه از شما تاثيرپذير نخواهند بود و بلعكس اگر فروش شخصي شما بالا باشد، بسياري از موانع ذهني آنها را برداشته و حتي مي توانيد با ايشان بر روي ركورد فروش ماهيانه تان رقابت كنيد و در نتيجه ايشان را تشويق به فعاليت بيشتر در امر فروش بنماييد.

توجه داشته باشيد كه در اين كار افراد شبكه وار به هم متصل هستند و قرار است به صورت اهرمي از فعاليت آنها شما نيز بهره مند شويد، ولي اين را فراموش نكنيد كه شما از تعداد افراد تيمتان كسب درآمد نمي كنيد، بلكه صرفاً از حجم فروششان درآمد به دست مي آوريد، پس براي اينكه اين ساختمان و تيم فروش محكم و قوي بالا برود امروز كه آنرا پي ريزي مي نماييد زمان اين است كه توجه داشته باشيد شما در تيمتان شبيه سازي مي شويد،

دوست داريد افراد تيم شما ماهيانه چقدر فعاليت انجام دهند؟ امروز تصميم بگيريد كه همانقدر فعال باشيد.

مثالي براي مقايسه موضوع بالا : اگر شما در طول يك ماه كاري به عنوان مثال ۲۰۰ هزار تومان فروش شخصي داشته باشيد زماني كه تيم شما به ۱۰۰۰ نفر مي رسد( مثلاً يك سال ديگر ) فروش تيم شما ۲۰۰ ميليون تومان مي باشد، و با فرض كسب ميانگين ۴% پورسانت از فروش تيمتان، درآمد شما در آن ماه ۸ ميليون تومان مي باشد، حال فرض كنيد كه امروز سعي مي كنيد خودتان مثلاً ۲ ميليون تومان فروش انجام دهيد و فرهنگ جدي گرفتن فروش شخصي را در تيمتان متولد مي كنيد در اين صورت تيم شما بعد از طي زمان مورد مثال ما، به طور متوسط ماهيانه ۲ ميليارد تومان فروش انجام مي دهد، در نتيجه درآمد شما درآن ماه به ۸۰ ميليون تومان مي رسد، يعني ماهيانه ۷۲ ميليون تومان درآمد بيشتر. تازه اين اختلاف درآمد تا پايان يك سال مي باشد، بعد از دو سال، سه سال، چهار سال و بيشتر از آن چقدر براي شما تفاوت ايجاد مي شود؟! بدون شك اين همه تفاوت ارزش اين را دارد كه امروز، و در شروع تشكيل تيم خود حداقل هفت هاي ۷ ساعت به امر فروش شخصي تان اختصاص دهيد …

آنچه كه انجام مي دهيد خيلي بلندتر از آنچه كه فرياد مي زنيد شنيده مي شود

اين مقاله ادامه دارد...

بازدید : 68
11 زمان : 1399:2

در زمينه بازاريابي شبكه اي دروغ هايي مطرح مي شود كه بتوانند افرادي جديدي را به اين صنعت وارد كنند.مثلا مي گويند :شما وارد شويد ما كسب و كارتان را براي شما مي سازيم.اين ادعا كاملا شك برانگيز است. اينكه شما نه بفروشيد نه عضو جديد وارد كنيد، سبب جذب افراد تنبل به اين عرصه مي شود.علاوه بر اين ادعا، ادعاهاي ديگري نيز مطرح مي شود هم چون: صدها نفر در صف انتظار هستند تا بصورت خودكار زيرمجموعه شما شوند و يا اينكه شما جايگاه خود را تثبيت كنيد ما برايتان مي فروشيم و امثال اين ادعاها.

افراد هميشه مي خواهند باور كنند كه مسير موفقيت و ثروت بسيار راحت است.اين ادعاها فقط سبب جذب افراد تنبل مي شود.

بازاريابي كسب و كاري است كه در آن سرمايه گذاري براي تعداد بسياري از افراد وجود دارد و كسب و كاري جذاب است.

شما در نتورك ماركتينگ دو چيز را ارائه مي دهيد، يكي كالا و يا خدماتي كه شركتي كه عضو آن هستيد عرضه مي كند و ديگري شغلي براي عامه افراد.

اكثر افراد كه آشنا با مدل كار كارمندي هستند شناخت و آشناييتي با اين مدل كار كردن، ندارند.

در اين كار، اگر شركت به شما بگويد كه نياز نيست شما محصولات را بفروشيد، به شما دروغي بزرگ گفته است، چرا كه اگر قرار نيست شما محصولي بفروشيد و يا كاري نكنيد پس آن ها چه نيازي به شما دارند؟؟!!...

اگر جز پرداخت هزينه اوليه براي خريد محصول،نياز نباشد شما كار ديگري انجام دهيد پس دليلي وجود ندارد كه به شما پول دهند.اين يك واقعيت اقتصادي است كه شما در مقابل انجام يك كاري پولي دريافت مي كنيد.در حرفه بازاريابي شبكه اي لازم است كه شما يك كار اساسي انجام دهيد و آن هم برقراري تعاملات با افراد است.

دليل اصلي نياز شركت به شما نيز همين است.

وظيفه اصلي شما فروش است. براي اين كار شما به برقراري ارتباط با افراد ديگر و ساختن سازمان فروش نياز داريد.درست است كه سيستم بازاريابي خودكار تا حدودي كمك كننده در انجام وظايف شما هستند، اما آن ها نمي توانند همه كارها را براي شما انجام دهند.

سيستم خودكار عضوگيري تنها نيمي از معامله است، نيم ديگر شما و تلاش هايتان است. مهم نيست چه كسي چه مي گويد، بازاريابي شبكه اي بر پايه روابط شخصي ساخته شده و خواهد شد. همانند هر كسب و كار پايدار و بلند مدتي ، روابط و نظارت برآن همانند چسبي است كه سازمان شما را حفظ مي كند.

پرداختي كه در ازاء صرف زمان و تلاش شما صورت مي گيرد، سازمان شما را اداره كرده، كمك به موفقيت افراد زير مجموعه شما مي كند و رهبري شما را بهبود مي بخشد. اين ها چيزهايي هستند كه يك سيستم خودكار بازاريابي توان انجام آن را ندارد.

هيچ سيستمي جايگزين مديريت انساني نيست و توانايي مديريت گروهي افراد را ندارد.افراد متفاوت از يكديگر و نياز به راهنمايي فردي و هدايت در مسير موفقيت دارند.

همه سيستم هاي خودكار نياز به حضور انسان ها و مديريت و نظارت شان براي به جريان افتادن دارند. هيچ ماشيني به طور كامل به صورت خودكار حركت نمي كند. فردي سوخت به آن تزريق مي كند، موتور آن شروع به كار مي كند، پدال گاز آماده عمل شده و با فشار كلاج، چرخ آن شروع به حركت مي كند. اين سيستم ها يك قطعه ضروري براي كسب موفقيت در سيستم بازاريابي شبكه اي است، اما به تنهايي كافي نيست. آن ها همه كار براي شما انجام نمي دهند، قسمت اصلي كار خود شما و نظارت شما است.

با هلدينگ بزرگ عطاكو در سايت atamlm.ir همراه باشيد.

تعداد صفحات : 12

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 127
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 64
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 311
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 721
  • بازدید ماه : 1361
  • بازدید سال : 15342
  • بازدید کلی : 15342
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی